صفحه اصلي  |  وبلاگ  |  آرشيو شماره‌هاي قبلي  |  پيوندها  |  نويسندگان  |  درخواست آگهی |  تماس با فصل‌نو

     

 

 

مصايب روزنامه ‌نگاري دانشجويي

مشروطيت زنده می‌ماند !

روشن نوروزي

 

دانشجو بودن خود مصيبت عظمايي است. اينکه دانشجوي دانشگاه آزاد باشي و هوس فعاليت مطبوعاتي هم داشته باشي، آنقدر دردناک است که از خير بحث درباره‌اش می‌گذريم !

شايد با خود بگوييد انتشار ماهنامه دانشجويي آن هم از نوع الکترونيکي (که زحمت چاپ و فروش را هم ندارد) اينقدرها هم سخت نيست. مسلما حق با شماست. اما تمامي اين تعاريف براي دانشجويي مصداق دارد که چون فرزند انسان در طول ترم درس خوانده و علاوه بر آن کاري هم جز درس خواندن ندارد. اما از آنجايي که تحريريه فصل نو دانشجويان اصيلی هستند و درس خواندن در شب امتحان را بعنوان سنتي غيرقابل تغيير باور دارند و از آنجائيکه تمامي ما بر تداوم مشروطيت تاکيد داريم، شماره بهمن‌ماه فصل نو و مصادف شدن انتشارش با امتحانات پايان ترم باعث گشت تا تحريريه علاوه بر ريختن عرق بسيار، در امتحانات نيز چون يک دانشجوي اصيل ظاهر شده و مشروطيت را زنده نگاه دارند.

در اين مقال قصد ندارم با نمايش کارنامه تحصيلي دوستانمان، اسناد اثبات حرفم را رو کنم. بلکه تنها می‌خواهم به نوبه خود تشکر کنم از تک‌تک دوستان و دوستداران فصل‌نو ، که حتي در سخت‌ترين روزهاي ترم نيز فصل‌نو را رها نکردند.

 

 

از دستهاي گرم تو

کودکان توامان آغوش خويش

سخن‌ها می‌توانم گفت

غم نان اگر بگذارد ...

" الف . بامداد "

به بهانه 24 بهمن سالروز مرگ فروغ فرخزاد

فروغی در خانه‌‌ی سیاه

 

اولین باری که "این خانه سیاه است" را دیدم شانزده سالم بود. چند دقیقه‌ای از شروع فیلم نگذشته بود که چراغهای اطاقم را خاموش کردم تا راحت‌تر گریه کنم. بهمین راحتی بود. بهمین راحتی بود که عاشق فروغ شدم ...

غزلهای عاشقانه‌اش را از ترس پدر با دستان خود پاره کرد. شکستن قالبهای جامعه گناه کوچکی نبود. زندگی، خیابان درازی بود که هر روز زنی با زنبیل از آن می‌گذشت؛ و فروغ نمی‌خواست آن زن باشد.

دنیایی را به مبارزه طلبید. دنیایی با خیابانهای دراز ، زنان زنبیل به دست و انسانهایی که به اشعارش به‌به و چه‌چه گفتند و در خفا و آشکار "بدکاره"اش نامیدند. او در برابر دنیایی عصیان کرد و در عین عصیانگری مظلوم بود. او پری کوچک غمگینی بود که قرار بود بدنیا آید.

بی هیچ پشتوانه‌ای به مبارزه برخاست.  نه خانواده‌اش حامی او بودند، نه شرایط اجتماعی همراهش بود و نه هیچ پشتوانه قابل اعتنایی داشت. نه تنها کسی با او همراه نبود که همه بر ضدش شمشیر از نیام برکشیده بودند. لیکن او فروغی بود در خانه‌‌ی سیاه و آتشی بود بر خانه‌های سیاه‌اندیشان.

یادش گرامی، خاطره‌اش ماندگار و راهش پررهرو باد

1. دموکراسي به مثابه حکومت منصفانه / حمزه غالبي

2. فقه ، فقيه و تفقه در انديشه‌ي امام محمد غزالي / سيدحسن کاظم‌زاده

 

1. نوبر سرمازده / عبدالهادي آرامي

2. اعتراض دختران بجنورد به نبود امكانات ورزشي در دانشگاه

3. نشریه دانشجویی تخته سیاه توقیف شد

 

1. فرزانگانی که می‌روند / روشن نوروزی

2. شلاق عشق / آرش عبدي

3. سیلاس خوب / اچ‌.ای.بیتس

 

1. خودکشي دسته‌جمعي کشاورزان هندي / گيريش ميشرا

2. عکس - عاشورا / پویا مغانلو

3. ورود خواهر ممنوع !

4. روزشمار انقلاب

 

1. چند سطري با داگويل / امير صادقي

2. اتللو ، تراژدي جاودان شکسپير / مهرزاد پارس

 

1. آثار هوش مصنوعي بر زندگی بشری / تابان پناهي

 

دموكراسي به مثابه حكومت منصفانه

حمزه غالبی

عنوان اين يادداشت برگرفته از مقاله معروف جان راولز فيلسوف سياسي است. راولز در مقاله “عدالت به مثابه انصاف” سعي در حل جدال بر سرمفهوم عدالت دارد .

 (ادامه مطلب)

 

روزشمار انقلاب در سال 1357

 

8 فروردين: كشتار مردم يزد در مراسم چهلم شهداي تبريز / 29 مرداد: كشتار فجيع مردم با به آتش كشيدن سينما ركس آبادان توسط رژيم شاه / 5 شهريور: استعفای آموزگار از نخست وزیری ...

 (ادامه مطلب)

 

چند سطری با داگویل

امیر صادقی

داگویل فیلمی است كه برای فهمیدن آن باید چندین بارآن را دید، جریانات اوایل قرن بیستم آمریكا را دانست، با مكتب دُگما آشنا بود و حتی به نظر من زندگی خود كارگردان هم در فهمیدن آن موثر هستند .

 (ادامه مطلب)

در سوگ بزرگان ادبیات

فرزانگانی که می‌روند

روشن نوروزی

انگار سایه مرگ روی سرمان افتاده. یک روز با اشکهایمان آتشی را بدرقه کردیم. چند هفته بعد قافلانتی را. چند روز بعد فرزانه و این روزها هم مشرف آزاد میهمان اشکهایمان شده.

 (ادامه مطلب)

آثار هوش مصنوعی بر زندگی بشری

تابان پناهی

شايد چند سال قبل تصور كامپيوتر هايي كه زبان آدمي را درك كرده و نسبت به درك خود از پيام، واكنشي منطقي از خود نشان دهند براي بشر مضحك و دور از دسترس بود ...

 (ادامه مطلب)

خودکشی دسته ‌جمعی کشاورزان هندی

گیریش میشرا

سال 1997 اولین موارد خودکشی کشاورزان در هند بعنوان یک پدیده جدید نمایان شد. از آن سال تاکنون مجموعا بیش از 25 هزار تن از کشاورزان هند اقدام به خودکشی کرده‌اند.

 (ادامه مطلب)

All Rights Reserved For Faslenou Collegian Electronic Magazine
تمامی حقوق مادی و معنوی ، برای ماهنامه الکترونیکی دانشجویی فصل نو محفوظ است